سلااااام......
این هفته هفته ی خیلی خوبی بود...صبح شنبه قبل بخش رفتم گل فروشی واسه همه ی پرستارای دانشکده یه دسته گل بردم...
توی هر بخشی میرفتم استادا کلی متعجب...پرستارا متعجب...کلی خوشحال شدن...اصن انتظارشو نداشتن...
بعدش بهم گفتن تو باعث شدی بقیه یادشون بیاد و لا اقل بهمون تبریک بگن...خداییش همشون رو دوست دارم...
خیلی حس خوبیه خوشحال کردن دیگران...واقعا حال بهتری بهم دست داد...
اتفاق خوب دوم این بود واسه اولین بار از یه استاد سخت گیر بخش اندو..
[ادامه متن . . .]
سلااااام......
این هفته هفته ی خیلی خوبی بود...صبح شنبه قبل بخش رفتم گل فروشی واسه همه ی پرستارای دانشکده یه دسته گل بردم...
توی هر بخشی میرفتم استادا کلی متعجب...پرستارا متعجب...کلی خوشحال شدن...اصن انتظارشو نداشتن...
بعدش بهم گفتن تو باعث شدی بقیه یادشون بیاد و لا اقل بهمون تبریک بگن...خداییش همشون رو دوست دارم...
خیلی حس خوبیه خوشحال کردن دیگران...واقعا حال بهتری بهم دست داد...
اتفاق خوب دوم این بود واسه اولین بار از یه استاد سخت گیر بخش اندو(عصب کشی) نمره کامل اون روزم رو گرفتم...و وقتی از کنار یونیتم رد شد گفت باریکلا چه دختر تمیزی...چون تو دانشکده معروفم به کنترل عفونت عاالی....
و اما اتفاق سوم....دارم میرم مشهد....بعد 5 ساااال....خیلی خوشحالم...هر وقت که بهش فک می کنم چشام پر اشک میشه....
فردا عازمم...واسه همتون دعا می کنم که امسال بهترین روزا رو دوستای بی نظیر فیس طبیم داشته باشن...
خدایااا شکرت.......